قسمتی از فیلم نامه ملکه آسمان

با هم قسمتهایی از فیلم نامه سریال ملکه آسمان را مرور می کنیم :

 

ژنرال  پیترسون (فرمانده تروریستها ):

نه!! اون چیزی که  شما ساقط کردید نیروهای ارتش نبودن  بلکه افراد من بودن  همون افرادی که  34  دقیقه قبل  با 4 جنگنده کانادایی  که از پایگاه نظامی آلرت برای رهگیری شما اعزام شده بودند درگیر شدن و اونها رو ساقط کردن  تا دستشون به شما نرسه  -  و شما  چطوری از افراد من قدرانی کردید ؟ اونها رو  کشتید

 

فاطمه :

اون یه اتفاق بود !

 

ژنرال  پیترسون (فرمانده تروریستها ):

(پیترسون جلو میاد و میشنه کنار فاطمه و  سارا  و میگه ) مثل انفجار فرودگاه ؟ درسته ؟ نه اون تقصیر شما نبود – می دونید در  قانون فیزیک  وقتی یه اتفاقی 2 مرتبه  رخ میده دیگه بهش تصادف نمیگن ، براش  یه فرمول می نویسن و  نهایتا به عنوان قانون قبولش می کنن - حادثه فرودگاه  یک قانون و یک دلیل داشت   - قانونش  ما بودیم  و دلیش هم مابودیم  

 

فاطمه  :

یعنی  حمله سایبری به هواپیما کار ارتش لعنتی شما بود ؟

 

ژنرال  پیترسون (فرمانده ترویستها ):

ما جزو هیچ  ارتشی نیستیم  یعنی  جزو هیج جایی نیستیم

 

فاطمه :

پس اینجا چه غلطی  می کنید ؟

 

ژنرال  پیترسون (فرمانده تروریستها ):

از  بابت این حرف که میگم متاسفم  - اما  این هواپیما از الان متعلق به ما هست 

سلینا:

افراد شما موقع درگیری  خسارتای زیادی به این هواپیما زدن  - دیگه به دردتون نمی خوره

 

فاطمه :

نه سارا این هواپیما  اصلا جایی نمیره  

 

ژنرال  پیترسون :

برای همین  شما رو هم با خودمون می بریم  تا با کمک شما تعمیرش کنیم  - دوست دارم شرایط ما رو درک کنید

 

فاطمه  :

( به فرمانده تروریستها ) حتی اگه بخواهیم هم نمی تونیم درکت کنیم  چون این هواپیما تا چند ثانیه دیگه   منفجر میشه  و نهایتا چیزی جز چند تکه اهن  براتون نمی مونه   -  فکر کنم  وقشته بزاری ما بریم   ( شمارش معکوس کامپیوتر  میگه  26  ثانیه تا انفجار )

 

ژنرال  پیترسون (فرمانده ترویستها ):

چرا هر چیزی یه نقطه ضعفی داره  ( شمارش معکوس میگه 24  ثانیه تا انفجار )

 

سارا  :

( سارا از جاش به سختی  بلند میشه و میگه )  تا اینجا رو شاید مطابق نقشه تون پیش رفته باشید اما  مشکل اصلیتون اینه  که  هواپیمای ما بدون سیستم کنترلی اش  یه  آهن پاره ای بیش نیست ،  پس بهتره از همون گوری  که اومدید برگردین !

 

ژنرال  پیترسون:

 ( یکی از تروریستها جلو میاد و لگدی به فاطمه  میزنه  و فاطمه  زمین میخوره ، پیترسون جلو میاد میاد  و پاش رو روی زخم فاطمه میگذاره  و اون رو فشار میده و فاطمه از درد داد میزنه  پیترسون  فلش حاوی اطلاعات رو  از روی گردنبند فاطمه برمیداره و میاره بالا و نشون میده و  می گه )  - همه چیز دقیقا طوری پیش رفت که  برنامه ریزی شده بود  - از بابت اینکه راه ما رو برای ورود ما به هواپیماتون باز کردید صمیمانه  ممنونم 

 

ژنرال  پیترسون (فرمانده ترویستها ):

تاریخ این کمک شما رو  از یاد نخواهد برد  چون  قراره با کمک شما  تولیداین هواپیما رو به صورت انبوه  برای مقاصد بشر دوستانه  آغاز کنیم

 

فاطمه :

بشردوستانه ؟ بعید می دونم تو  حتی بویی از این واژه برده باشی

 

ژنرال  پیترسون (فرمانده ترویستها ):

وقتی دنبال عدالت  باشی  دیگه  واژه انسان دوستی کلمه  مبهمی نیست که نتونیم اون رو  پشت واژه  نظامی گری  پنهاشن کنیم  

 

فاطمه  :

پس بهتره توی فرهنگ لغتت تون  تجدیدی نظر کنید چون من در نیمه تاریک صورتت ،اثری از  عدالت  نمی بینم  

 

ژنرال  پیترسون:

تاریکی ؟ تا زمانی که 50  کلاهک هستهای ما  با این هواپیما  به  قلب  کشورهایی  که با موجدیت ما مشکل دارن  فرود نیاد  نباید انتظار روشنایی رو داشت !

 

سارا :

 و نقش شما این وسط  چیه؟

 

ژنرال  پیترسون:

کسایی هستیم که به بی نقص بودن  این اتفاقات نظارت می کنیم  

 

ژنرال  پیترسون (فرمانده ترویستها ):

 به این خاطر ازتون میخوام که به ما کمک کنید  تا صلح  واقعی رو در دنیا ایجاد کنیم صلحی که در اون ما از طرف ها  همه به رسمیت شناخته بشیم  - مطمئن باشید چیزای زیادی گیرتون میاد

 

فاطمه :

پیشنهاد سخاوتمندانه شما جز کشتن و ویرانی چیز دیگه ای رو به ارمغان نمیاره،  پس برای خودتون نگهش دارید

 

ژنرال  پیترسون (فرمانده ترویستها ): 

من از صلحی حرف می زنم که در اونجا هیچ تهدید علیه ما وجود نداشته باشه

 

فاطمه :

درست مثل هیروشیما

 

ژنرال  پیترسون (فرمانده ترویستها ): 

ولی  هیروشیما هم  30 سال بعد از اون اتفاق دوباره متولد شد، حتی بهتر از روز اولش - ناکازاکی  هم به اون اتفاق نیاز داشت - و  الان هم دقیقا مردم جهان خیلی به این تولد دوباره نیاز داره

 

سارا :

این  تولید نیست اسمش حماقت محضه ...

 

ژنرال  پیترسون (فرمانده ترویستها ): 

برام مهم نیست اسمش چیه تنها چیزی که الان مهمه این هواپیماست که  می تونه خیلی بالاتر  از برد هر پدافند موشکی  که تا حالا در جهان ساخته شده پرواز کنه و بعدش همکاری شماست که می تونه مهم باشه - پس با من بیاین تا همه چیز رو از نو شروع کنیم

 

فاطمه :

(فاطمه در حالیکه  سعی می کنه که بایسته  آروم تبری رو که پشت سرش هست رو برمیداره و  سرش رو تکون میده  و میگه ) شما این  پرنده رو  انتخاب کردین  تا  کسی نتونه مزاحم بمباران اتمی شما  بشه  ؟ نه کسی با شما  نمیاد – هیچ جا !

 

فرمانده ترویستها    :

( بلند میشه  و میگه ) یا  با ما میاین  و زنده بمونید یا اینکه  همینجا کشته بشید به هر حال من مجبورتون نمی کنم

 

فاطمه :

نه

 

فرمانده ترویست ها :

( مقداری مکث می کنه و میگه )  باشه بدون شما  ادامه می دیم   قول میدم وقتی دنیا رو از نوع ساختیم از سازنده ای این هواپیما با  افتخاری مثال زدنی یاد کنیم چون شما چیزی که  ما لازم داشتیم رو بهمون دادید و ما هم در عوض اجازه میدم تا مرگ راحتی داشته باشید  ( سرباز تفنگش رو به سمت فاطمه میگره  که شلیک کنه  یکدفعه   ).....

 

263 بازدید

اشتراک گذاری
  •     1 دیدگاه برای این مطلب ثبت شده است

    • نام شما
    • ايميل شما
    • سایت/وبلاگ شما
  • 1
    [بدون نام]     جمعه 24 آبان 1398 23:36

    چرا تو خبرگزاریها خبرش رو نمیرید

    + -
درحال بار گذاری...